نظر علي الطالقاني
152
كاشف الأسرار ( فارسى )
ششم ، در بيان تنافى و تضاد بين دنيا و آخرت . قال الخاتم ( ص ) انّ فى طلب الدّنيا اضرارا بالآخرة و فى طلب الآخرة اضرارا بالدّنيا فاضرّوا بالدّنيا فانّها احقّ بالاضرار : 62 رسول خدا ( ص ) فرمود طلب دنيا ضرر دارد به آخرت و طلب آخرت ضرر دارد به دنيا ، پس شما ضرر به دنيا زنيد كه او سزاوار است . و فى رواية اخرى لفظ الحبّ بدل الطلب . 63 و حضرت عيسى ( ع ) فرمود دنيا و آخرت ضرّه و وسنى يكديگرند ، چندانكه اين را خوشنود كند آن ديگر ناخوشنود بود . 64 يعنى چون دو زنند كه در حباله يك شوهر باشند و اينها به حسب لغات اسمها دارند ، عرب ضرّه گويد و در فارسى بعضى وسنى و بعضى هوو گويند . و ايضا فرمود چنانچه آب و آتش در يك جا قرار نگيرد دوستى دنيا و دوستى آخرت در يك دل جمع نيايد . 65 و به حواريين فرمود من دنيا را در پيش شما در خاك افكندهام برمگيريد كه از پليدى دنيا يكى آن است كه كس به آخرت نرسد تا ترك وى نگويد . 66 و باز به او عرض كردند ما را چيزى بياموز كه خداى تعالى ما را دوست گيرد ، فرمود شما دنيا را دشمن گيريد تا خداى تعالى شما را دوست گيرد . 67 بيان اين مطلب آن است كه دانستى لازمهء دنيا تغيّر و فنا و تضاد و تزاحم و افتراق است به لزوم ذاتى ، و لازمه آخرت دوام و ثبات و بقاء و جمع و اجتماع است و خالى بودن از تضاد و تزاحم و تنافى است هم به لزوم ذاتى . و معنى لزوم ذاتى آن است كه از فرض عدم لازم ، عدم ملزوم لازم آيد ، اعنى محال باشد ايجاد ملزوم بدون لازم . پس ميان دنيا و آخرت جز تضاد و تنافى نسبت ديگرى نيست . حال گوئيم چنانچه ميان ايشان تضاد و تنافى است همچنين محبت و دوستى دنيا با محبت آخرت و تحصيل آن منافات و تضاد دارد و با هم جمع نشوند ، زيرا كه محبوب تو آن است كه مدام در فكر و خيال او باشى و هميشه در راه او قدم زنى و در پى وصال او باشى و چون به وصالش رسى مدام با او سرگرم باشى و جز او نبينى و اگر چنين نباشد محبوب تو نباشد ، و تو بالبديهه فهميدى كه لذات محسوسه و حبّ حيات و حب رياست ، كه محبت دنيا عبارت از محبت اين سه چيز است ، حدّ يقف ندارند . پس هرگز به وصالش نرسى و به آن قدر كه رسيدهاى و دل به او بستهاى ، در نظر تو همان جلوه دارد ، البته بايد به كارش ببرى . و اگر از جميع معاصى و لوازم مقدمات تحصيلش و نگهداشتنش چشم بپوشيم و از كشاكش و حسادت ديگران قطع نظر كنيم لا اقل بايد شب و روز عمر را صرف خوشگذرانى و تنعم و